تعريف ارتباط سياسي:
ارتباط سياسي انتقال عمدي يك پيام سياسي از فرستنده به گيرنده با هدف ايجاد تغيير در رفتار، گفتار و پندار مخاطب است آنگونه كه فرستنده مي‌خواهد. ارتباطات مايه اصلي زندگي سياسي است و بدون بهره‌گيري از مسائل ارتباطي، نظامهاي سياسي نمي‌توانند به تفكر سياسي مردم تأثيرگذار باشند.

از نظر گابريل آلموند گرايش‌هاي تأثيرگذار در فرهنگ سياسي كدامند؟
1 گرايش شناختي: مجموعة آگاهي‌هايي است كه افراد نسبت به نظام سياسي حاكم دارند.
2 – گرايش احساسي: تمايلات احساسي است كه افراد نسبت به نظام حاكم دارند.
3 – گرايش ارزيابي: نحوه قضاوت افراد در خصوص مسايل سياسي مي‌باشد.

فرهنگ سياسي از ديدگاه گابريل آلموند
وي فرهنگ سياسي را به سه گونه تقسيم مي‌كند:
1 – فرهنگ قبيله‌اي يا محلي، شناخت نسبت به مسايل نداشته و بيشتر بصورت احساسي و ارزيابي عمل مي‌كنند.
2 – فرهنگ اطاعتي،  زماني است كه شهروندان نسبت به كل نظام سياسي و زيرمجموعه‌هاي آن حالت انفعالي دارند، رابطه صرفاً از نوع فرماندهي و فرمانبري است.
 3 – فرهنگ مشاركتي، زماني كه گرايشها نسبت به همة عوامل سياسي مثبت باشد، فرهنگ سياسي از گونه مشاركتي است.
 
ساختار سياسي و ارتباطات:
ميان ارتباطات سياسي و جامعه مدني پيوند‌هاي معناداري وجود دارد. در جامعه‌اي كه قدرت سياسي از نظام توزيع شده و قانونمندي برخوردار است و نهادهاي مدني حيات واقعي دارند ارتباطات نيز صورت كارآمدتري دارد. در مقابل وقتي نظام سياسي بسوي خودكامگي ميل مي‌كند مدنيت در جامعه تضعيف شده و يا از بين مي‌رود.
ارتباطات بيشتر نقش نمايشي ايفا مي‌كند. نظام ارتباطي توسعه‌يافته عمدتاً خصلت جمع‌گرايانه دارد و گفتگو از راه بهره‌مندي از ارتباطات و حل مناقشه‌ها بدون توسل به خشونت شكل مي‌گيرد.
اساس آن فرهنگ و هويت است و بيشتر به نهادهاي مدني وابسته است. در دوره‌هاي مختلف رشد نهادهاي مدني به همراه تقسيم قدرت و مشاركت بخشهاي اجتماعي در تصميم‌گيريها دقيقاً با تعدد مطبوعات آزاد و مستقل همراه بوده و برعكس هر زماني كه قدرت سياسي قصد تعطيل، سركوب و تضعيف نهادهاي مدني را داشته‌اند در نخستين گامها به توقيف و سركوب مطبوعات پرداخته‌اند.

انواع مدلهاي ارتباطي در ارتباطات سياسي:
1
مدل ارسطويي: اين مدل شامل سه عنصر اصلي است: پيام دهنده يا گوينده – گفتار و شنونده است. نقش پيام‌دهنده را رهبران سياسي ايفا مي‌كنند. پيام همان پيام سياسي است و پيام‌گيرنده مخاطب سياسي محسوب مي‌شود. اين مدل نشان‌دهنده جامعه‌اي است كه در آن روابط يكسويه در حوزه سياسي حاكم است. در اين جريان ساده ارتباطي عنصر پيام مستقيماً بين دو طرف مبادله مي‌شود و به وسايل انتقال نيازي نيست.
2 مدل لاسول: جامعه‌شناس آمريكايي، الگويي را براي پاسخ دادن به پرسشهاي زير طراحي كرده است: چه كسي پيام مي‌دهد؟ چه مي‌گويد؟ به چه كسي مي‌گويد؟ با چه تأثيري مي‌گويد؟ و با چه وسيله‌اي مي‌گويد؟
نقد: برخلاف لاسول، در سالهاي اخير حساب كردن روي نظر بيننده و ارتباط با تماشاچيان اهميت يافته و از «الگوي لاسول» فاصله گرفته است.
3 مدل پير شفه: در اين مدل ارتباطي، ارتباطات در جامعه به يك ذوزنقه‌اي كه در هر بخش آن گروههاي مختلف اجتماعي قرار دارد تشبيه شده است. در يك سمت آن قدرت است كه سعي دارد خود تصميمات را بگيرد و در ديگر سوي مردمي كه سعي دارند دخالت بيشتري در تصميمات داشته باشند. رسانه‌ها در اين ميان واسطه‌اند و نقش جلوگيري از فشار طرفين را دارند.
 
تقسيم‌بندي عناصر واسطه با توجه به دوري و نزديكي:
1 – رسانه مردمي، 2 – رسانه‌ دولتي، 3 – رسانه مستقل

نظريه تزريقي يا گلوله جادويي
اساس اين نظريه بر «قدرت نامحدود پيام» استوار است و بر اين عقيده است كه «اگر پيام خوب و قوي ارائه شود بيشترين تأثير را بر مخاطب دارد.»
در اين نظريه مخاطب بسيار منفعل فرض مي‌شود و به ارتباطات ميان فردي توجهي نمي‌شود. منبع پيام (فرستنده پيام) بايد قدرتمند باشد، پيام‌ها بايد احساسي و آتشين باشند. در اين نظريه خطاب پيام‌دهنده توده‌هاي مردم است و به ويژگي‌هاي فردي آنها توجهي نمي‌شود. هدف اين نظريه ايجاد هماهنگي و پيوستگي اجتماعي در كوتاه مدت است و در اين راستا به عواملي همانند تحريك احساسات مردم متوسل مي‌شود.

نقد نظريه گلوله جادويي:Magic bullet theory
1 – مخاطب را بسيار منفعل فرض كرده و به ارتباطات ميان‌فردي و ويژگي‌هاي افراد توجهي ندارد.
2 – اين نظريه شايد تنها در جوامعي كه كثرت وسايل ارتباطي وجود ندارد موفق باشد، زيرا در جوامع پيشرفته مخاطبان پيامهاي متناقض و متفاوتي را از رسانه‌هاي مختلف دريافت مي‌كند.
3 – در اين نظريه تأثير پيام ناپايدار و گذراست. در حالي كه اگر بخواهيم در اجتماع نقطه و پيوستگي ايجاد كنيم با تأثيرات كوتاه مدت اين نظم پايدار نمي‌ماند.
4 – هميشه تكرار پيام مساوي تأثير پيام نيست و در مواردي ممكن است به ضرر ارتباط‌گر تمام شود.

نظريه استحكامLimited Theory
اين نظريه در اواخر سال 1940 به وسيله لازارسفلد و برلسون مطرح شد. طبق اين نظريه پيامهاي ارتباطي قادر نيستند تغييرات بنيادي در عقايد و رفتار افراد بوجود آورند. بلكه مي‌توانند نگرش قبلي آنها را بازسازي يا تقويت كنند.
بر عكس نظريه تزريقي در اين نظريه مخاطب پويا فرض مي‌شود. اين نظريه به پارامترهاي غيرارتباطي نظير سن – شغل – خانواده و تحصيلات اهميت زيادي مي‌دهد و رسانه‌ها نقش تثبيت افكار را دارند.
نقد: نقش رسانه‌ها را فقط به تثبيت نظريات و عقايد موجود محدود مي‌كند و نقش آنها را در تغيير نيازها ناديده مي‌گيرد.

مدل مارپيچ سكوت:
اين مدل براساس پاسخ گفتن به اين سئوال كه چگونه افكار  عمومي تشكيل مي‌شود به وسيلة پروفسور اليزابت نوئل نئومن، جامعه‌شناس آلماني در سال 1974 طراحي شد. اين مدل بر اين اساس ساخته شد كه تفكرات يك شخص بسيار وابسته به چيزي است كه ديگران فكر مي‌كنند.
اكثر افراد سعي مي‌كنند كه از داشتن يك نگرش و باور منزوي و تنها دوري كنند. فرد به محيط اطرافش دقت مي‌كند كه بياموزد كدام نظريات حكمفرما و قالب است و كدام نظريات رو به زوال قرار دارند. وقتي فرد به اين نتيجه برسد كه قالب نظريات مخالف نظر اوست به سكوت تمايل پيدا مي‌كند و رغبتي براي بيان نظر خود ندارد. در مدل نئومن علاوه بر تفكرات قالب بر نقش وسايل ارتباط جمعي نيز تأكيد مي‌شود. سه ويژگي وسايل ارتباط جمعي يعني تراكم، فراگير بودن و همصدايي در ايجاد اثرهاي قوي بر افكار عمومي تأثير دارد.
علاوه بر اين رسانه‌ها مرجعي هستند كه افراد براي پيدا كردن توضيح افكار عمومي به آنها توجه مي‌كنند. در مركز مدل نئومن يك مارپيچ وجود دارد كه كوچكترين حلقة آن نمايندة مردمي است كه در مقابل عقايد مسلط عقيده مخالف خود را بيان نمي‌كنند. فلش‌هاي سمت راست تأثير حمايتهاي ميان فردي از عقايد مخالف است و هر چه به بالا مي‌رويم فلشها كوچكتر و ظريف‌تر مي‌شوند.
در سمت چپ فلشها نشان‌دهندة عقايد مسلط و قالبي است كه به وسيله‌ رسانه‌ها بيان مي‌شود. هر چه به سمت بالاي مارپيچ مي‌رويم تعداد افرادي كه نظر مخالف خود را بيان نمي‌كنند و تمايل به سكوت مي‌كنند بيشتر مي‌شود.
نقد: به نظر مي‌رسد علاوه بر تصور شخص از توزيع افكار عمومي و عقيدة غالب، عوامل تأثيرگذار ديگري مانند سن، تحصيل، درآمد، آگاهي سياسي، اطمينان به درستي از نظر خود نيز وجود دارند كه نشان مي‌دهد كه مردم در برابر عقيدة غالب آنچنان كه نئومن مي‌گويد ناتوان نيستند و امكان دارد تحت شرايطي در برابر مارپيچ سكوت مبارزه كنند.

مدل موزائيكي يا مكعبي :
در سال 1968 توسط «بكر» ارائه شد از ديد او مجموعه فرايندهاي ارتباطي همانند مكعبي است كه از مكعب‌هاي كوچكتر تشكيل شده‌اند. هر يك از اين مكعبها نقش اطلاعات معيني را دارند كه مي‌توانند مكعب همساية خود را تحت تأثير قرار دهند. بكر در اين مدل پيچيده بودن باور نكردني ارتباط را به عنوان فرايندي كه به طور دائم در حال تغيير است و همچنين گوناگوني ارائه پيام را نشان داده است.
علاوه بر اين از ديد او تفاوتهاي فردي كه به طور دائم در حال تغيير است و همچنين گوناگوني ارائه پيام را نشان داده است. علاوه بر اين از ديد او تفاوتهاي فردي نيز در دريافت پيامها مؤثرند. بعضي افراد مي‌توانند حجم زيادي از اطلاعات را درك كنند در حالي كه تعدادي از مردم با اين اطلاعات بيگانه‌اند.
در اين مدل عوامل و ريشه‌هاي شكل‌گيري پيام توضيح داده شده است. در واقع كنشهاي ارتباطي ما از عناصري شكل مي‌گيرد كه ناشي از بيش از يك وضعيت اجتماعي است. پيامها از كانالهاي متفاوتي به ما مي‌رسد همانند برنامة تلويزيوني، مطالعة قبلي دربارة موضوع، راننده تاكسي، همكلاسي، روزنامه، اينترنت و ... با اين حساب يك مجموعه پيام دربارة يك مسئله دريافت مي‌كنيم. بعضي از اين پيامها زائد هستند. بعضي تكرار مي‌شوند يعني محتواي يكسان دارند و به بعضي از اطلاعات (مكعبهاي سياه) دسترسي نداريم. بنابراين ما هم در معرض پيام قرار مي‌گيريم و هم در شرايطي مجبور به پاسخگويي مي‌شويم و خود پيام جديد يا پيامي پيرامون موضوع خلق مي‌كنيم.

مدل داد و ستدي:
در اين مدل ارتباطات همانند داد و ستد تصور مي‌شود. درواقع ارتباط يك نوع بده بستان است. جريان انتخابات به خوبي كاربرد اين مدل را نشان مي‌دهد. نامزدها بيشتر وعده مي‌دهند تا به واسطة اين وعده‌ها و شعارهاي انتخاباتي آراي بيشتري را از آنِ خود كنند.

مدل تبليغاتي:
در اين مدل «نوام جامسكي» هدف اين است كه مردم جمع شوند تا كالا و خدماتي را خريداري كنند يا عقيده‌اي را بپذيرند. در واقع رسانه‌ها واقعيت قالبي مي‌سازند و بعد نظارت مي‌كنند كه آيا در جامعه طبق اين واقعيت عمل مي‌شود يا خير. در اين مدل بيشتر سعي بر جذب نخبگان است چون تصور اين است كه با جذب آنها تأثير واقعي صورت مي‌گيرد و ديگران نيز تبعيت خواهند كرد.

نظريه نيازجويي (استفاده و رضايت‌مندي)
در نظريه نيازجويي سئوال اين نيست كه پيامهايي كه وسايل ارتباط جمعي منتشر مي‌كنند چه تأثيري مي‌گذارند، بلكه سئوال اين است كه مخاطبان چگونه از پيامها استفاده مي‌كنند و نيازهاي خود را تأمين مي‌نمايند.
مخاطبان پيامهايي را انتخاب مي‌كنند كه در جهت تأمين نيازهايشان باشد و به اين ترتيب بر وسايل ارتباط جمعي كنترل پيدا مي‌كنند. درواقع مخاطبان تحت پوشش و كنترل وسايل ارتباط جمعي نيستند بلكه وسايل ارتباط جمعي تحت پوشش مخاطبان قرار دارد.
دلايلي كه مخاطبان مي‌توانند به وسايل ارتباط جمعي روي بياورند عبارتند از: ميزان ابهام موضوع و ميزان مرتبط بودن موضوع با علايق، كار، زندگي و تحصيلات.


طبقه‌بندي نيازها:
1 – نيازهاي شناختي شامل اطلاعات و آگاهي
2 – نيازهاي عاطفي
3 – نيازهاي همبستگي – نقش تشريعي
4 – نياز براي فرار از واقعيات – نياز تفريحي

نقش‌هاي رسانه:
1 – نقش آموزشي، 2 – نقش تفريحي، 3 – نقش تشريعي، 4 – نقش خبري

(مهم) نظريه برجسته‌سازي (agena setting)
در اوايل دهه 1970 ميلادي بوسيله «مك كامب» و «شا»  ارائه شد. بر اين اساس تأكيد و اولويت بخشي موضوعات در وسايل ارتباط جمعي باعث برجسته شدن موضوع در ذهن مخاطب مي‌شود. برخلاف نظريه تزريقي كه معتقد به تغييرات رفتاري است؛ اين نظريه بيشتر به تغييرات شناختي اعتقاد دارد.
مخاطب در اين نظريه فعال است ولي مسئوليت جهت‌دهي به افكار مردم با رسانه‌هاست. وسايل ارتباط جمعي ممكن است نگويند «چگونه فكر كنيد؟» ولي مي‌توانند بگويند «به چه فكر كنيد.»
مثال: انتخابات رياست جمهوري آمريكا بين كارتر دمكرات و ريگان جمهوريخواه بود كه در آن براساس نظرسنجي بعمل آمده اولويت‌هاي مردم به ترتيب عبارت بودند از: 1 – تورم، 2 – جنايت، 3 – بيكاري، 4 – آلودگي، 5 – وضعيت گروگانهاي آمريكايي در ايران كه مي‌بايست كارتر حل مي‌كرد. اين مسئله چون برجسته‌سازي شد به اولويت يكم تبديل شد و مردم چون از عملكرد كارتر در اين زمينه راضي نبودند به ريگان رأي دادند.
نقد: در موارد بسياري تمايز بين آنچه مي‌انديشيم و آنچه را كه در موردش مي‌انديشيم غير ممكن است. همچنين بعضي اخبار برجسته‌اند بدون آنكه وسايل ارتباط جمعي آنها را برجسته كنند. چون اولويت‌ها را علاوه بر رسانه‌ها افراد و زمينه‌هاي اجتماعي تعيين مي‌كنند. همچنين در بعضي موارد تأكيد و تكرار يك پيام ممكن است نتيجه عكس دهد.

نظريه وابستگي:
اين نظريه مجدداً مخاطب را منفعل فرض مي‌كند و معتقد به رابطه سه‌گانه ميان رسانه، جامعه و مخاطب  است. اين نظريه حاكي از آن است كه افراد وابستگي‌هاي متفاوتي با رسانه‌ها دارند و اين وابستگي‌ها از فردي به فرد ديگر، گروهي به گروه ديگر و از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است.
در جوامع جديد صنعتي مخاطبان وابستگي زيادي به اطلاعات رسانه‌ها دارند و از ديگر سو هنگامي كه در جامعه شاهد بي‌نظمي، تضاد و تغيير باشيم وابستگي مردم به اطلاعات زياد خواهد شد. همچنين هرچه رسانه بيشتر از عهدة كاركردهاي خبري، آموزشي، تشريعي و تفريحي خود برآيد، وابستگي مردم به آن بيشتر خواهد شد.
درجه وابستگي به اطلاعات در مخاطبان با توجه به علايق آنها متفاوت است. مطابق اين نظريه مخاطبان حس انفعال و ركود دارند و عكس‌العملي از خود نشان نمي‌دهد.
نقد: تأكيد بر تأثير بسيار زياد رسانه‌ها و ناديده گرفتن ويژگي‌هاي فردي و ارتباطات ميان فردي دارد.

نظريه شكاف آگاهي:
به همراه افزايش انتشار اطلاعات توسط رسانه‌هاي جمعي بخش‌هايي از جامعه كه پايگاه اقتصادي – اجتماعي بالاتري دارند سريعتر و بيشتر از بخشهايي كه پايگاه پايين دارند اطلاعات كسب مي‌كنند و در نتيجه شكاف آگاهي ميان اين دو بخش بجاي كاهش، افزايش مي‌يابد. بايد توجه داشت:
1 – توانايي‌هاي دسترسي به اطلاعات در افرادي كه پايگاه بالا دارند بيشتر است.
2 – ميزان آگاهي و پيش‌زمينه قبلي آنها ممكن است بيشتر باشد.
3 – ممكن است تماس اجتماعي مناسب‌تري داشته و با افراد آگاه وارد بحث شوند.
4 – ماهيت نظام رسانه‌اي بگونه‌اي است كه با افراد طبقه بالا سازگارتر است.
جمع‌بندي: از نظر كاتز دو عامل مهم در ارتباط جمعي گزينش‌گري و روابط ميان فردي است. منظور از گزينش‌گري مواجه گزينشي، درك گزينشي و حفظ يا نگهداشت گزينشي است و منظور از روابط ميان فردي، عضويت گروهي و تأثير گروهها بر افراد است. وقتي اين دو عامل تأثيرگذار مي‌شوند قدرت رسانه‌ها ضعيف مي‌شود. وقتي رسانه‌ها بدون اين دو عامل به طور مستقيم عمل كنند، قدرت بيشتري مي‌يابند. براي مثال در مارپيچ سكوت همصدايي رسانه‌ها از گزينش‌گري جلوگيري مي‌كند و همچنين وقتي افراد از اظهار عقيده خودداري مي‌كنند، ارتباط ميان آنها كاهش مي‌يابد و تأثير رسانه زياد مي‌شود.

كاركردهاي سياسي وسايل ارتباط جمعي را نام برده يك مورد را توضيح دهيد؟
1 – ارائه اطلاعات سياسي، 2 – شكل‌دهي به افكار عمومي، 3 – كمك به جامعه‌پذيري سياسي، 4 – ابزار قدرت
ارائه اطلاعات سياسي و كمك به جامعه‌پذيري سياسي: فرايندي است شامل شناخت فرد دربارة نظام سياسي، موجوديت و كاركرد آن. احساسي كه فرد نسبت به نظام دارد مانند حس وفاداري، درك مسئوليت، آگاهي بر نقشي كه بايد در نظام سياسي ايفا كند و اين جامعه‌پذيري در سراسر زندگي فرد ادامه دارد. عوامل مؤثر بر جامعه‌پذيري عبارتند از: خانواده، گروه همسالان، محل كار، مدرسه، رسانه‌هاي جمعي و ...
3 شكل‌دهي به افكار عمومي: در عصر حاضر همراه با گسترش وسايل ارتباط جمعي، افكار عمومي و مسايل پيرامون آن از مباحث اصلي رسانه‌هاست و كمتر دولتي است كه نسبت به نقش تعيين‌كننده رسانه‌ها در شكل‌دهي به افكار عمومي بي‌توجه باشد.
4 ابزار قدرت: هدف اصلي ارتباطات سياسي كاربرد وسايل ارتباط جمعي در سياست است. دولتها و قدرتها، رسانه‌ها را براي اعمال قدرت، حفظ آن و در مواردي بدست‌ آوردن آن بكار مي‌برند.

ويژگي‌هاي پيام‌هاي سياسي را نامبرده يك مورد را توضيح دهيد؟
پيام‌هاي سياسي از سه جنبه مورد بررسي قرار مي‌گيرند:
1 ساختار پيام: نمي‌توانيم قاعده‌اي كلي براي طراحي ساختار پيام ارائه دهيم. با توجه به نوع مخاطبان، شرايط محيطي و ...
ساختار پيامها متفاوت است. به طور مثال اگر مخاطبان سطح تحصيلي بالايي داشته باشند بهتر است نتيجه‌گيري پيام ارائه نشود. همچنين بررسي‌ها نشان مي‌دهد در صورت ضرورت بيان نتيجه در راديو و تلويزيون بهتر است نتيجه در ابتدا گفته شود ولي در مطبوعات مي‌توان نتيجه را در انتهاي پيام آورد. از سويي ديگر اگر مخاطبان احساس كنند هدف پيام غالب كردن انديشه و عقيده‌اي به آنهاست از قبول آن خودداري مي‌كنند.
2 سبك پيام: يعني اينكه پيام را چگونه انتخاب كنيم و كجا و در چه زماني ارائه دهيم. علاوه بر اين بايد توجه داشت كه تكرار پيام زماني مفيد است كه به ميزان لازم باشد چون تكرار بيش از حد نتيجه منفي دارد.
3 كشش و جاذبه پيام: يعني پيام بايد داراي چه خصوصياتي باشد تا بتواند بر روي مخاطب تأثير بيشتري بر جاي گذارد و مخاطب را بهتر جذب كند. هر طراح پيام، خود تشخيص مي‌دهد كه پيام را چگونه ارائه دهد تا احساسات مخاطب نيز درگير شود. به عبارت ديگر آيا بهتر است پيام ايجاد ترس و تهديد كند؟ آيا بايد همراه با استدلال و منطق باشد؟ آيا بهتر است احساسات ملي مذهبي را برانگيزاند.

ارتباط‌گران سياسي به چند گروه تقسيم مي‌شوند نامبرده و توضيح دهيد؟
1
سياستمداران: كساني هستند كه در دولتها، داراي مسئوليتي يا سمتي بوده و حرفة آنها سياست است.
2 حرفه‌اي‌هاي سياسي: واسطة بين مردم و قدرت هستند. روزنامه‌نگاران انتقال‌دهندة پيامهاي سياستمداران هستند ولي اين به معناي تأثير پيام آنان نيست. آنها سعي مي‌كنند استدلال حرفه‌اي‌شان حفظ شود ولي روابط عمومي‌ها سخنگوي سياستمداران هستند. و اغلب زير نفوذ مديران خود فعاليت مي‌كنند.
3 فعالان سياسي: كه معمولاً خارج از كادر رسمي قدرت قرار دارند و در تحولات سياسي تأثيرگذارند.

ويژگيهاي تبليغ سياسي موفق را نامبرده توضيح دهيد؟
1 – نيازشناسي و نيازسنجي: هر كانديدايي كه در تبليغهاي خود بيشتر در مورد نيازهاي افراد صحبت كند، مردم تمايل بيشتري به او پيدا مي‌كنند.
2 – روشنگري نسبت به آينده: با استفاده از داده‌هاي حال، نماي مناسبي براي آينده ترسيم كند.
3 – رعايت ارزشهاي جامعه: ارزشهاي تبليغ بايد متناسب با آرمانهاي مخاطب باشد.
4 – برتري: افراد تبليغ‌ها را با هم مقايسه مي‌كنند و هر تبليغي كه نسبت به ديگري برتري داشته باشد آن را انتخاب مي‌كنند.
5 – رقابت: تبليغ‌ها در شكل‌دهي به افكار عمومي با يكديگر رقابت مي‌كنند. تبليغي موفق‌تر است كه بتواند افكار عمومي را با خود همراه كند.

ويژگيهاي منبع را نام برده توضيح دهيد؟
1 – اعتبار منبع پيام: اعتبار منبع پيام در نزد مخاطبان براساس دو ويژگي‌ تخصص و اعتماد افزايش مي‌يابد. اعتبار افراد هنگامي نزد مخاطب بيشتر مي‌شود كه در خصوص موضوع مورد بحث اطلاعات زيادي داشته باشند. ما پيش‌بيني‌هاي يك سياستمدار را در خصوص آيندة سياسي كشورمان را بيشتر مي‌پذيريم تا فردي كه تخصص در كشاورزي داشته باشد و در خصوص آينده سياسي كشور نظر خود را ارائه كند. هر چه اعتماد بيشتري نسبت به منبع داشته باشيم اعتبار او نزد ما بيشتر خواهد شد.
2 – جذابيت پيام: از دو ويژگي همانندي و آشنايي بدست مي‌آيد. همانندي يا به صورت ايدئولوژيك است و يا اجتماعي، در زمينه ايدئولوژيك اگر ما با شخصي همانندي عقيده و فكر داشته باشيم سخنان او تأثير بيشتري بر ما دارد. در زمينه اجتماعي اگر به لحاظ پايگاه اجتماعي، محل سكونت، شغل، تحصيل، جنسيت، سن و ... اگر همانندي وجود داشته باشد پيام منبع تأثير بيشتري خواهد داشت. به طور مثال در اتحاديه‌هاي كارگري سخنان يك كارگر از سخنان يك كارفرما تأثيرگذارتر است. آشنايي با منبع ممكن است به واسطه وسايل ارتباط جمعي و يا مستقيم و چهره به چهره باشد.
3 قدرت: ناشي از موقعيت اجتماعي فرد است كه معمولاً اكتسابي بوده و اختياراتي را به منبع ارتباط مي‌دهد و باعث مي‌شود او توانايي كنترل و هدايت افراد را داشته باشد.

انواع تبليغات:
تبليغات سياسي از نظر منبع ارتباط به سه دسته تقسيم مي‌شود:
1 تبليغات سفيد: از منبع شناخته‌شده‌اي صادر مي‌شود و به انتشار اطلاعات سطحي مي‌پردازد. اين نوع تبليغات با عمليات رواني آشكار داراي وجه اشتراك است. پخش يك ميليون اعلاميه به زبان عربي براي عراقيها از سوي نيروهاي آمريكايي بار ديگر كاربرد اعلاميه در جنگهاي نوين را به اثبات رساند، چرا كه بدليل قطع برق و وابستگي وسايل ارتباطي به آن اعلاميه تنها منبع انتقال پيام و جنگ تبليغاتي است.
2 تبليغات خاكستري:  در اين تبليغات به هيچ منبعي اشاره نمي‌شود و سعي مي‌شود اخبار هر دو طرف بدون جهت‌گيري منعكس شود.
3 تبليغات سياه: اطلاعات منتشر شده را به منبع كاذب نسبت مي‌دهد. اين نوع تبليغات با تبليغات مربوط به جنگ رواني مخفي داراي وجوه مشترك است.

ضد تبليغ يا ضد اطلاعات Dis information
ضد تبليغ مستقيم: زماني است كه كه مدارك و شواهد قوي داشته باشيم و بتوانيم اتهامهاي وارد شده يا اطلاعاتي كه ما را تخريب مي‌كند با مدارك محكم پاسخ دهيم و رفع اتهام كنيم. مانند فرستادن مجروحان شيميايي جنگ ايران و عراق به كشورهاي اروپايي.

ضد تبليغ غيرمستقيم:
وقتي كه مدارك و اسناد قبلي براي رفع اتهام در درسترس نباشد بايد با پاسخ‌هاي تدريجي و ابداعي اذهان عمومي را روشن سازيم. به اين ضد تبليغ، ضد تبليغ غيرمستقيم گفته مي‌شود. مانند زماني كه در مجامع بين‌المللي به همكاري با طالبان متهم مي‌شويم با بيان كشته‌شدن ديپلماتهاي ايراني در مزارشريف از خود رفع اتهام كنيم.

تبليغ انحرافي:
در اين روش وسايل ارتباط جمعي به شخصي كه مأمور دفاع از يك تبليغ است حمله مي‌كند نه خود موضوع تبليغ، بطور مثال با زدن اتهام به كورت‌والتهايم دبير كل سابق سازمان ملل در خصوص اعراب و اسرائيل او را به نازي بودن متهم كردند.

تعريف شايعه را نوشته انواع آن را نام ببريد؟
شايعه انتقال دهان به دهان حكايت‌ها و اخبار موثق است. انواع شايعه عبارتند از:
1 - شايعه آتشين: يكباره شكل مي‌گيرد، همة جامعه را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و اثر كوتاه‌مدت دارد. كاربرد آن بيشتر در زمان جنگ نظامي است. به عنوان نمونه، اعلام كشته‌ها با ارقام بزرگ در جنگ.
2 شايعه خزنده: مرحله به مرحله مي‌تواند مسير شايعه را در ذهن افراد جامعه طراحي كند. درازمدت‌تر از شايعه آتشين است و پيچيدگي بيشتري دارد مثل اخبار سوء استفاده‌هاي مالي.
3 شايعه دلفيني: آن دست از شايعات كه به تناسب زمان آشكار مي‌گردند و بلافاصله بعد از تأثيرگذاري براي مدتي پنهان شده و دوباره با ايجاد زمينه آشكار مي‌شوند. مثل شايعات مربوط به قتلهاي زنجيره‌اي كه هر زمان زمينة آن فراهم شود خودنمايي مي‌كند.

تعريف حزب:
گردهمايي گروهي از مردم كه داراي عقايد مشترك و تشكيلات منظم هستند و با پشتيباني مردم براي بدست‌آوردن قدرت سياسي از راههاي قانوني مبارزه مي‌كنند.
احزاب ستون دمكراسي هستند. قبل از پيدايش آنها تسلط انحصاري بر قدرت و شكل‌دهي به افكار عمومي از آن حكومت و دولت بود. شكل‌گيري احزاب سياسي در يك فرايند تاريخي امكان‌پذير شد فرايندي كه از يك سو ريشه در باورهاي مشاركت‌جويانه و آزاديخواهانه توده‌هاي مردم در مقابل حكومتهاي استبدادي داشت. و از سوي ديگر مديون توسعة اقتصادي و گسترش مؤسسات دولتي بود كه نياز به واگذاري بخشي از مسئوليتها را به ارگانهايي غير از دولت تقويت كرد.

علل ناپايداري احزاب در ايران
1 – مطابق تعريف پشتيباني مردم باعث پايداري احزاب است ولي در ايران محوريت احزاب عمدتاً بر رهبران و مؤسسان آن است.
2 – تشكيلات سازماني ضعيف
3 – نداشتن برنامه عملي
4 – وابستگي به قدرت‌هاي بيگانه
5 – قدرت مطلق دولت
6 – ترس از بهم خوردن امنيت

گروههاي فشار:
مجموعه‌اي از افراد كه با بكارگيري خشونت و از راههاي غيرقانوني در صدد تغيير اوضاع سياسي به نفع حاميان خود هستند.

چهار شرط اساسي براي تأثيرگذاري گروههاي فشار عبارتند از:
1 – تعداد اعضاء، 2 – قدرت مالي، 3 – سازمان‌يافتگي، 4 – پايگاه اجتماعي
گروههاي فشار از راههاي مختلفي اعمال نيرو مي‌كنند.
1 – انتشار نامة سرگشاده يا بيانيه،
2 – تهديد دولت به اشكال مختلف مثل تحريم، اعتصاب، ترور، ضرب و شتم
3 – كمك مادي و رشوه‌دادن به احزاب سياسي، اعضاي دولت و حتي افراد بي‌هويت
4 – فشار به دولت از طريق تحريم طرحهاي دولتي، ندادن ماليات،
5 – اقدامات مستقيم مثل اعتصاب، خشونت، تظاهرات

تعريف نگرش:
تعريف باقر ساروخاني: «طرز تلقي‌هاي سياسي مي‌باشد كه جهت‌گيريهاي منفي يا مثبت در برابر واقعيت‌هاي‌ سياسي را در پي دارد.»

چگونگي تغيير و جايگزيني از ديدگاه كورت لوين:
وي اعتقاد دارد كه: «نگرش شكل گرفته در جامعه تحت دو فشار است: يك دسته فشارهايي هستند كه مي‌خواهند نگرش را دگرگون كنند و دستة ديگر كه مي‌خواهند اين نگرش را محكم‌تر جلوه‌ دهند و از تغيير آن جلوگيري كنند.» او در مقابل اين دو فشار كه منجر به ايجاد پوسته محكم به دور نگرش شده اعتقاد دارد كه: «بايستي در دو مرحله، اول اطلاع‌رساني و دوم شيوه اقناعي، اين پوسته را شكست كه اين دو از رسالتهاي ارتباطات هستند. بوسيله اين دو رسالت يك نظام ارتباطي قوي را تشكيل مي‌دهيم.»

هدف از ترغيب و اقناع و شيوه‌هاي اقناع چيست؟
هدف از ترغيب و اقناع و شيوه‌هاي اقناعي تغيير در نگرش يا رفتار مخاطب است كه ممكن است به سه شكل زير ‌باشد:
1 – پاسخ در حال شكل‌گيري، 2 – پاسخ در حال تقويت، 3 – پاسخ در حال تغيير

(مهم) دو ويژگي تلويزيون را نامبرده و نقش آن در سياست بيان كنيد؟
دو ويژگي‌ تلويزيون عبارتند از: 1 – صميميت، 2 – سرعت انتقال
نقش تلويزيون در سياست: تلويزيون در كسب و حفظ قدرت سياسي و ايجاد رابطه بين حكومت و مردم و نيز تأثيرگذاري بر افكار عمومي، نقش تعيين‌كننده‌اي دارد. بويژه جايگاه خبري تلويزيون بسيار مهم است. معيارهايي كه در جلب افكار توسط پيام تلويزيون مطرح است عبارتند از: جاذبه صوري، فن سخنوري و اصالت افكار.

دلايل كاربرد نظريه فرهنگ سياسي در ارتباطات سياسي
1 – گرايشهاي شهروندان نسبت به نظام سياسي و عوامل آن به وضوح بر هر نوع تقاضايي كه از سوي شهروندان مطرح مي‌شود و نحوه بيان اين درخواستها تأثير مي‌گذارد.
2 – همين گرايشها بر نوع پاسخگويي نخبگان سياسي به چنين تقاضاهايي و شيوه‌هاي پشتيباني عمومي از رژيم نيز تأثير مي‌گذارند و عملكرد نظام سياسي را در اجتماع مشروط مي‌سازند.

تحولات عصر ارتباطات در عرصه‌هاي مختلف
1 – همبستگي ملي بسط و قوام بيشتري مي‌پذيرد.
2 – قدرت سياسي همه‌گير مي‌شود و با استفاده از اين وسايل جادويي در همه‌ زواياي دور دست جامعه رخنه نموده و همواره در جاي جاي جامعه حاضر است.
3 – در بعد آموزشي، همه جا مي‌توانست محل آموزش باشد. هم آموزش سنتي، هم اطلاع از حوادث و دنياي نو.

تعريف بزرگراههاي اطلاعاتي، ويژگي‌ بزرگراهها
بزرگراههاي اطلاعاتي به وسايل ارتباطي، اطلاعاتي و تكنولوژيكي‌هايي گفته مي‌شود كه توسط آنها هر نوع پيام از جمله اخبار، برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، ويدئو، فيلم و سينما، بازي‌هاي الكترونيكي، صفحات موسيقي، مكالمات تلفني، عرضه و تقاضاي اجناس و قيمت‌ها در فروشگاهها و بازارها، و ... مي‌توانند در آن واحد و در مسير معين در حركت و رفت و آمد باشند.
ويژگي‌ مهم اين بزرگراهها اين است كه ساختمان و گسترش آنها به گونه‌اي است كه هم امكان استفاده وسيع و دامنه‌دار افراد را از اطلاعات و ارتباطات افزايش مي‌دهد و هم امكان كنترل كامل افراد و سوء استفاده از اطلاعات شخصي را به بالا خواهد برد.

تقسيم‌بندي‌هاي تاريخي و ارتباطات توسط تافلر:
1 مرحله كشاورزي: طولاني‌ترين دوره بوده، مردم به خود متكي بوده‌ و همة احتياجات خود را از زمين تأمين مي‌كرده‌اند. قدرتمندان صاحبان زمين‌هاي كشاورزي بود‌ه‌اند و انرژي مورد استفاده آنان، آب، باد و نيزوي حيوان بوده است.
2 – مرحله صنعتي شدن: 300 سال پيش بوده، قدرت از صاحبان زمين به صاحبان صنايع منتقل مي‌شود. نيروي كار بجاي كشاورزي در كارخانه‌ها كار مي‌كنند. انرژي مصرفي فسيلي است كه آلودگي محيط زيست و آسيب ديدن لايه ازون را به همراه داشت.
3 – مرحله ارتباطات و اطلاعات: قدرت دست صاحبان شبكة هاي ارتباطي و اطلاعاتي است. انرژي مورد استفاده انرژي خورشيدي، انرژي امواج اقيانوس‌ها و هر نوع انرژي غيرآلاينده است. ضايعات و فاضلاب هر كارخانه‌اي انرژي كارخانه ديگر است. انسانها فارغ از نيازهاي محدودكننده به شكوفايي و اعتلاي بيشتري دست خواهند يافت.

تقسيم‌بندي‌هاي تاريخي و ارتباطات توسط  مك‌لوهان
1 – مرحله فرهنگ شفاهي: معلومات و اطلاعات از طريق زبان از يك نسل به نسل ديگر و از يك دهكده به دهكده‌اي ديگر مي‌رسيد.
2 – تمدن چاپي: كه با اختراع ماشين چاپ، چشم بيش از ساير اعضا بكار گرفته مي‌شود، براي اولين بار شروع به تفكر به طريق زنجيره‌اي و پيوسته كرد. قدرت بدست كساني افتاد كه داراي ماشين چاپ بودند.
3 – تمدن الكترونيك: قدرت در دست صاحبان شبكه‌هاي تلويزيوني و كامپيوتري و ماهواره‌اي است. امكان سانسور بسيار مشكل مي‌شود. از نظر مك‌لوهان اين مرحله بازگشت به مرحله شفاهي بوده و بحث اصطلاح دهكده جهاني را مطرح مي‌كند.

تعريف گردانندگان مغزها را نوشته اسطوره‌هاي آن را نام ببريد
گردانندگان مغزها كساني هستند كه اطلاعات خاصي را كه با واقعيت‌هاي زندگي اجتماعي ما مطابقت ندارد، مي‌آفرينند، مرحله به مرحله آن را كامل مي‌كنند و پس از پالايش آن را منتشر مي‌كنند تا بدينوسيله باورها، گرايشها و سرانجام رفتار ما را تعيين كنند.
اسطوره‌هاي آن عبارتند از: 1) اسطوره فردگرايي و گزينش فردي، 2)  اسطوره بي‌طرفي، 3) اسطوره طبيعت ثابت بشري، 4) اسطوره فقدان مبارزه و كشمكش طبقاتي و اجتماعي، 5) اسطوره تعدد يا چندگرايي رسانه‌ها.

سه نوع سيستم رسانه‌اي ملي
1 – در كنترل دولت
2 – هدايت‌شده از سوي دولت يا مورد حمايت آن
3 – سازمانهاي رسانه‌اي مستقل

تعريف تبليغات:
اعمال نظريات يا اعلان اطلاعات خاص به منظور كسب آراء يا تمايلات مطلوب است.

تعريف تبليغات سياسي يا پروپاگاندا:
مجموعه فعاليتها، تصويرسازيها و تبليغاتي است كه توسط فرد، حزب، سازمان يا حكومتي در جهت كسب و حفظ قدرت، تضعيف يا از ميان بردن قدرت طرف مقابل، بسيج مردم بر له يا عليه يك هدف خاص و به عبارتي ايجاد مشروعيت و مقبوليت براي رهبر، جريان يا تفكري در يك جامعه صورت مي‌گيرد.

شاخصها و شگردهاي تبليغات سياسي:
1 جنگ رواني: كه عبارت است از: «دستكاري عقايد از طريق بكارگيري يك يا چند رسانه ارتباطي». در نظريه‌هاي جديد، واژه جنگ رواني جاي خود را به واژة جديد «عمليات رواني» داد. اصلي‌ترين هدفهاي جنگ رواني عبارتند از: تضعيف اراده جنگيدن دشمن يا دشمن بالقوه، در جهت تقويت اراده مردم خود يا مردم متحدان خود و يا نيل به اهداف ديپلماتيك. سلاحهاي اين جنگ عبارتند از: راديو، تلويزيون، فيلم، گردهمايي عمومي، تظاهرات، شعارها، پوسترهاف كتابها، روزنامه و مجلات.
2 – شستشوي مغزي: تلاشي كه براي جانشيني و القاء ايدئولوژي خاص و تفكر جديد به جاي باورهاي قبلي ذهني فرد بعمل آيد، شستشوي مغزي نام دارد.
3 – شايعه: يعني انتقال دهان به دهان حكايت‌ها و اخبار غير موثق است.
از ديگر شيوه‌هاي تبليغات سياسي مي‌توانيم به موارد زير اشاره كنيم:
خطابه و سخنراني، انتشارات، احاله به ارزشها، تظاهرات، اقدامات نمادين، اقدامات انحرافي، اقدامات برشي، اقدامات سكوت، اقدامات تحقيري، اقدامات بزرگنمايي و كوچك‌نمايي، اقدامات تحريفي و ...

افكار عمومي را تعريف كرده عوامل مؤثر بر آن را نام ببريد؟
افكار عمومي عبارت از مجموعه گرايش‌هاي ذهني افراد يك واحد اجتماعي نسبت به موضوعات مطروحه است. عوامل مؤثر بر آن عبارتند از:
نفع شخصي، گروههاي سني، گروههاي جنسي، نوجويي، تحصيلكرده‌ها، اوضاع اقليمي، تعلقات قومي و مذهبي، روشنفكران، حاكميت، آزادي، رسانه‌هاي همگاني

جهان‌بيني الگوي رفتاري مبتني بر ارتباطات از چه عناصري تشكيل مي‌شود؟
1 – دانايي به عنوان جوهره اصلي تمدن انساني تلقي مي‌شود.
2 – ارتباطات تغييرات ماهوي را در جامعه بين‌الملل ايجاد مي‌كند.
3 – الگوي مكانيكي و جبرگرايي مردود شمرده مي‌شود.

مراحل اساسي مديريت سيستم‌ها را نام ببريد؟
1 – كنترل سيستم (كنترل رفتار)
2 – تعيين هدف سيستم بر حسب نياز
3 – مبارزه با عوامل ايجادكننده اغتشاش جهت نيل به كاركرد بهينه

عناصر ارتباطي كه باعث ايجاد همگرايي مي‌شوند را نام ببريد؟
1 – برقراركننده ارتباط يا ارتباط گيرنده، 2 – پيام، 3 – مجرا، 4 – تأثيرات پيام.

+ نوشته شده توسط اصغر جعفری در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 و ساعت 11:56 |