چرا مردم به ماهواره روی میآورند؟
دورانی که ما در آن زندگی میکنیم، عصر انفجار اطلاعات و رشد تکنولوژی است. این تکنولوژی هر روز حرف تازهای را برای همگان به ارمغان میآورد و به همین سبب از جذابیت بالایی برخوردار است. ماهواره ابزاری است حاصل تکنولوژی بشر که میتواند به راحتی انتقال پیام را در قالب برنامههای رادیویی و به ویژه تلویزیونی در سرتاسر جهان برای مخاطبین میسر سازد. از این نگاه، روی آوردن مردم جهان به این ابزار همچون دیگر مواهب تکنولوژی، تا حدودی طبیعی میباشد. به نظر میرسد این موضوع نیز بخشی از پروسه جهانیشدن را شامل میشود و احتمالاً در جهت تسریع این جریان عمل میکند.
در گذشتههای نه چندان دور رسانههای تصویری، صوتی و نوشتاری وسیلهای برای سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت تعریف میشد؛ اما با ورود نسلهای جدید از ماهوارهها و به خدمت درآمدن رایانهها، رسانهها نقش محوری در زندگی انسان یافتند. نقش آنها از یک وسیلة سرگرمی به کار تربیت نسل جدید تحوّل یافت و به صورت عضوی از خانواده درآمده که مسئولیت شکلدهی به افکار، شخصیتسازی، فرهنگ و… را عهدهدار شده است.
امام خمینی (ره) در تحلیل جایگاه رسانهها میگوید: «رسانهها مربی یک جامعه هستند.» (صحیفه نور، ج 13- ص 249)
در گذشتههای نه چندان دور ابتدا خانه و سپس مدرسه و در نهایت محیط، مسئولیت شکلدهی افکار و شخصیت افراد جامعه را بر عهده داشتند؛ اما امروز این نقش را رسانهها اعم از رسانههای داخلی و بیگانه عهدهدار شدهاند.
کودکان از همان اوایل زندگی پیامهای روحی و روانی را از فیلمهای کارتونی و فیلمهای سینمایی دریافت میکنند. بزرگترها هم اطلاعات مورد نیاز خود را از رسانههای داخلی و خارجی میگیرند و در این کار هیچ محدودیتی برای بهرهبرداری از رسانههای صوتی و تصویری پیش روی ندارند و با چرخاندن یک موج و کانال با دنیایی دیگر ارتباط برقرار نموده و به هرجا که نیازهای او را تأمین نماید سر میزند.
باید توجه داشت که هر انساني نياز دارد بداند تا در کشوری که در آن زندگی میکند، چه اتفاقي در حال وقوع است و در کشتيای که وي در آن سوار است، تصميمگيران و تصميمسازان آن چه چيزي را براي سرنشينان کشتي رقم ميزنند. عدم اطلاعرسانی صحیح و یا ناکافی مخصوصاً در خصوص موضوعات مهم مانند اين است که آب خوشگواري را از دست مردم بگیریم و طبيعتاً انسان تشنه، براي رفع تشنگي خود از گودال جوي آب هم که شده تشنگي خود را برطرف خواهد کرد.
هر چقدر افراد نتوانند اندیشهها و یا خواستههایشان را از طریق مجاری داخلی بروز دهند به رسانههای بیگانه متوسل خواهند شد و بالعکس هر چه رسانههای داخلی بازتر عمل کنند گرایش کمتر خواهد بود.
آمارهای رسمی و غیررسمی نشان میدهند که در سالهای اخیر، این تمایل همواره روبه رشد بوده و آخرین آمارها ـ که به طور غیر رسمی از زبان مسئولین کشور جاری میشود، استفاده 60 درصدی مردم از این ابزار رسانهای را در سطح کشور بیان میدارد.
امروزه توان و استعداد بالای هر کشوری در زمینه رسانهها نشانهای از قدرت آن کشور به حساب میآید؛ زیرا آنان با این قدرت میتوانند در کشورهای دیگر اعمال نفوذ کرده و آنان را با سیاست و منافع ملی خود هماهنگ سازند. اختصاص بودجههای کلان کشورهای دارای امپراتوریهای رسانهای و همچنین تلاش کشورهای هدف بهترین گواه بر این مدعاست.
رسانههای بیگانه با برنامههای مختلف و سازمانیافته، در دراز مدت بر خلق و خوی و طرز تفکر استفادهکنندگان تأثیر بسزایی گذاشته و آنها را در راستای سیاستها و مطامع پلید خود هدایت میکنند. تأثیرپذیری از خصایص ملی ممالک بیگانه و دوری از سنت و فرهنگ دیرینه خود، زنگ خطری است که فرهنگ ملی یک ملت را مورد تهدید قرار میدهد.
اینگونه رسانهها میتوانند زمینهساز تضعیف قدرت سیاسی و اعتماد به نفس یک ملت و زمینه بیاعتمادی به نظام حاکم شده و قدرت ملی کشور را سرنگون و باعث متزلزلشدن و بیثباتی امنیت ملی شوند. بنابراین عملکرد نامناسب رسانههای داخلی که منجر به بیاعتمادی مردم و سوق دادن آنها به سوی رسانههای بیگانه میشود، اقدامی ضد امنیت ملی محسوب میشود.
طبق آخرین آمار سایتهای معتبر مربوط به صنعت ماهواره میتوان گفت که امروزه حدود ۹۰ ماهواره در جهان فعالیت میکنند که این تعداد ماهواره امواج حدود ۷۰۰۰ شبکه تلویزیونی را پشتیبانی میکنند. از بین این ۹۰ ماهواره امواج حدود ۳۰ تا ۳۵ ماهواره آسمان کشورمان را پوشش میدهد. این تعداد ماهواره امواج حدود ۳۰۰۰ شبکه را بر آسمان ایران پخش میکنند. اگر شبکههای کارتی یا کد شده را از این تعداد شبکه کسر کنیم، میتوان گفت که در کل چیزی حدود ۱۷۰۰ شبکه کد نشده و به اصطلاح باز (free) در ایران قابل دریافت است. البته پیشبینی میشود در آینده نزدیک شاهد رشد چشمگیر تعداد شبکههای فارسی زبان ماهوارهای خواهیم بود. برای مثال اولین شبکه فارسی زبان در سال ۱۳۷۵ تاسیس شد در حالی که هم اکنون این تعداد به حدود ۴۰ شبکه رسیده است.
ارجحیت اهداف و امیال مسئولان سازمان صدا و سیما به اخلاق و همچنین جریان یکسویه حاکم بر برنامههای این سازمان از اهم دلایل رویگردانی تعداد قابل توجهی از مردم از صدا و سیماست.
برنامههای صدا و سیما قابلیت استفاده برای سلایق مختلف نیست؛ رویکرد بسیار شدید به ارائه مطالب فکری، سیاسی و اقتصادی بدون در نظر گرفتن اینکه تلویزیون مبتنی بر جذابیت های بصری و سرگرمی است، بخش بزرگی از مخاطبان را دفع میکند.
هدف از این تحقیق شناخت عوامل تأثیرگذار بر گرایش مردم به رسانههای بیگانه است. با مطالعه اکتشافی بعمل آمده به نظر میرسد موارد ذیل – متغیرهای وابسته - از مهمترین عوامل گرایش مردم کشورمان به رسانههای بیگانه اعم از خبری و غیر خبری بخصوص ماهواره است:
۱ - جریان یکسویه حاکم بر رسانه ملی
۲ - بیتوجهی به سلیقههای اقشار مختلف جامعه در تولید برنامه
۳ - جذابیت برنامههای ماهواره
۴ - عدم برنامهریزی صحیح و اصولی مسئولان فرهنگی کشور در انتقال ارزشها و مبانی فرهنگی بومی به نسلهای مختلف
۵ - عدم تنوع برنامههای رسانه ملی
۶ - هزینه پایین تجهیزات ماهواره
۷ - عدم اعتماد به رسانههای داخلی
یکی از نظریههایی که درخصوص استفاده از شبکههای ماهوارهای وجود دارد، «نظریه نزدیکی» یا «تشابه فرهنگی» است. یعنی مخاطبان شبکههای ماهوارهای را دنبال میکنند که با زمینه فرهنگی آنان تا اندازهای قرابت و نزدیکی فکری داشته باشد.
به همین خاطر کشورهای عربی برای کم کردن این نگرانیها تمهیداتی اندیشیده و پول خرج میکنند. آنان با چنگ و دندان - نه با خشونت - مخاطب بومی را حفظ میکنند. این کشورها سعی کردهاند با دوبله و سانسور اندک و منطقی ۶۰ یا ۷۰ شبکه خارجی را که با فرهنگ و مذهب کشورشان در تشابه بوده و جزو بهترین شبکههاست را در اختیار مردم قرار داده و جریمههای سنگینی را برای استفاده از شبکههای غیره اعمال نمایند.
به طور کلی میتوان مهمترین علت وجود چنین گرایشاتی را به شرایط جامعه و جهان امروز نسبت داد. در این رسانهها میتوان شاهد برنامههایی بود که در رسانه ملی قابل مشاهده نیست. رسانههای داخلی زمانی که مطالب مهم را به خوبي منعكس نمیکنند، فرصتی به رسانههاي خارجي میدهند تا آنها از اين خلاء بخوبی استفاده کرده و مسائل موردنظر خود را آنگونه که مد نظر سیاستمداران باشد، مطرح ميكنند.
بیشتر دیشها بر سقف خانههایی سنگینی میکند که ممکن است باعث فروریختن آن شود. مفهوم این حرف یعنی اهمیت تماشای برنامههای ماهواره برای برخی از افراد از ایمنی و رفاه منزل مسکونیشان نیز بیشتر است.
برخورد جبری جایی پاسخگوست که فناوری های جدید ارتباطی راهکار مواجهه نداشته باشد، با پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات اثر برخوردهای قهری کوتاه مدت شده است و مخاطبان و سازندگان برنامههای ماهوارهای، فناوری گذر از این محدودیت ها را ایجاد میکنند.
با سیاستهای رسانهای و فرهنگی فعلی قابل پیشبینی است که گرایش شهروندان به ماهواره بیشتر خواهد شد. ما در سالهای آینده شاهد شبکه های فارسی زبان خاص بینندگان اقلیت هم خواهیم بود. یعنی شبکههای فارسی زبان خاص کودکان، هنرمندان، جوانان، دوستداران موسیقی، علاقهمندان به سیاست و غیره. همچنین شبکههایی که مخاطب خود را صرفا قومیتهای خاص ایرانی تعریف کردهاند. یعنی شبکههایی برای ترکها، کردها، بلوچها.
جای بسی تأسف بود که در جستجویی که در فضای اینترنتی انجام شد (مخصوصاً مراجعه به سایت irandoc تحقیقات بعمل آمده در این زمینه معطوف به تأثیرگذاری این رسانههای بیگانه روی فرهنگ، آداب و رسوم و منشهای سیاسی بخصوص نسل جوان بوده و تحقیق جامعی در زمینه دلایل گرایش مردم به اینگونه رسانهها صورت نگرفته و اکثر محققان تنها به بیان مشکلات موجود این قضیه پرداخته و از ارائه راحلهایی جامع و منطقی که میتواند به مسئولین فرهنگی کشور کمک کرده و آنها را در مقابله با این هجمه فرهنگی کمک کند، خالی بود.
در پایان موارد را لازم دیدم بر مدیران رسانهای کشور که مخالف بکارگیری ماهواره هستند بیان کنم و آن اینکه:
1 - مخاطبان در دنیای جدید رسانهای، تنوع طلب بوده و این حق را برای خودشان قایل هستند که از محصولات و تولیدات رسانهای و فرهنگی گوناگون استفاده کنند و منع و تقابل دیگران با این خواسته را برنمیتابند و به آن واکنشهای مستقیم و غیر مستقیم نشان میدهند.
2 - مخاطبان در جهان جدید رسانهای از اینکه صاحبان رسانهها گمان کنند آنها موجوداتی منفعل در برابر رسانه هستند، متنفرند و به آن واکنش نشان میدهند. همه ما کسانی را میشناسیم که بیننده، شنونده و خواننده رسانهای هستیم ولی شاید در نقطه مقابل سلایق و علایق آنها عمل کنیم.
3 – دیدن، شنیدن و خواندن تولیدات رسانهای بیگانه، لزوماً به معنای پذیرش آن از جانب مخاطب نیست، بلکه او در بسیاری از مواقع در مقام تکذیبکننده و تقابل در برابر رسانه قرار میگیرد.