1 - نظريه خانم تدا اسكاچپل در مورد انقلاب و انقلاب اسلامي را بنويسيد؟
وي با رد ارادي بودن وقوع انقلاب، تفسير انقلاب را تنها مبتني بر عوامل ساختاري و از پيش تعيين شده مي‌دانست  و حتي نقش انقلابيون در گسترش ايدئولوژي خود و موفقيتشان در اين زمينه را انكار مي‌كرد. وي بر اين اعتقاد بود كه «انقلابها ساخته نمي‌شوند، بلكه به‌وجود مي‌آيند.»
وي در سال 1982 در مقاله‌اي نظرية قبلي خود در تحليل انقلاب اسلامي را نارسا دانست و افزود: «اگر در دنيا تنها يك انقلاب، آگاهانه ساخته شده باشد، آن انقلاب، انقلاب ايران است.»

ايرادات نظريه اسكاچپل چيست؟
1 – عدم اشاره به اقدامات ضدمذهبي و ضد فرهنگي شاه، 2 – عدم اشاره به وابستگي شاه به آمريكا و رابطة دوستانه با اسرائيل، 3 – عدم اشاره به نقش رهبري.

از نظر ماروين زونيس چه عواملي به شاه قدرت رواني مي‌بخشيد، نام برده و يك مورد را توضيح دهيد؟
او به بررسي روانشناسي شخصيت شاه پرداخته است. به نظر وي محمدرضا به دليل نحوة تربيت دوران كودكي و نوجواني‌اش كه در محيطي زنانه پرورش يافت و سپس در كنار پدري مستبد قرار گرفتف فردي مردد و فاقد اعتماد به نفس بار آمده بود. از نظر زونيس عوامل قدرت شاه عبارتند از:
ارنست پرون، 2) اسدالله علم، 3) اشرف خواهر دوقلوي شاه، 4) اعتماد شاه به حمايت الهي، 5) تصور شاه از پشتيباي جدي آمريكا.
ارنست پرون: وي دوست دوران كودكي شاه و فرزند باغبان دبيرستان روزه در سوئيس بود كه همراه شاه به ايران آمد. آن دو، پيوندي بسيار صميمي داشتند؛ چنان كه او همواره يكي از مشاوران نزديك شاه بود و شاه مأموريت‌هاي خصوصي و يا مهم را به او واگذار مي‌كرد. برخي پرون را جاسوس انگليس مي‌پنداشتند. وي بيش از بيست سال در تهران با محمدرضا شاه بود و سرانجام شايعات دربارة فساد اخلاقي آن دو باعث شد كه از ايران برود. گفتني است كه وي قبل از وقوع انقلاب اسلامي درگذشت.

نظريه جيمز ديويس را به اختصار توضيح دهيد؟
وي احتمال مي‌دهد انقلاب را به زماني مي‌دهد كه پس از مدتي طولاني از رشد عيني اقتصادي و اجتماعي، يك دورة كوتاه مدت عقب‌گرد سريع پيش‌ آيد. به سخني ديگر، رشد طولاني باعث افزايش انتظارات مي‌گردد و در پي آن، ركود كوتاه مدت سبب ايجاد فاصلة تحمل‌ناپذير بين انتظارات و دريافتها و در نتيجه وقوع انقلاب مي‌شود.

دوره طولاني رشد اقتصادي + دوره كوتاه از ركود سريع = انقلاب

ايرادات نظريه جيمز ديويس:
1 – عدم اشاره به مذهب، 2 – تحولات سياسي و فرهنگي را ناديده گرفته، 3 – قيمت ارزان نفت نمي‌توانست فاصله غيرقابل تحمل ايجاد كند.

نظريه چالمرز جانسون را به اختصاص توضيح دهيد؟
كارل ماركس انقلاب را ناشي از اقتصاد و تضاد طبقاتي مي‌دانست و معتقد بود زيربناي هر جامعه اقتصاد است و روبناي آن مسائل ديگر از قبيل مسايل حقوقي و فرهنگي و در صورتي كه بين زيربنا و روبنا تضادي پيش بيايد باعث انقلاب مي‌شود. وي اعتقاد داشت انقلاب در اثر تضاد طبقاتي شكل مي‌گيرد و در نهايت به كمونيسم ختم مي‌شود. براساس اين ديدگاه انقلاب در سه عامل متوالي به وقوع مي‌پيوندد:

عدم تعادل (ركود قدرت)  +  ناسازگاري نخبگان حكومتي  +  عوامل شتابزا  ß  انقلاب

نظريه ميشل فـوكو:
وي از فيلسوفان مشهور فرانسوي و از نظريه‌پردازان پست مدرنيسم بوده كه در زمان وقوع انقلاب در ايران بسر مي‌برده و مصاحبه‌هاي زيادي با مقامات ايران انجام داده است. ايشان عوامل شكل‌گيري و پيروزي انقلاب اسلامي ايران را ناشي از موارد زير مي‌داند:
1 – نقش رهبري امام خميني (ره)، 2 – نقش اسلام در اصلاح و تغيير و تحول، 3 – بن‌مايه انقلاب را ناشي از معنويت‌گرايي سياسي مي‌دانست.

قيام تنباكو و پيامدهاي آن را توضيح دهيد؟
قيام تنباكو در پي واگذاري امتياز انحصار توتون و تنباكو بود كه براساس آن امتياز انحصار خريد و فروش توتون و تنباكوي ايران به شركت انگليسي رژي واگذار مي‌شود. توتون و تنباكو در اين زمان بخش مهمي از محصولات كشاورزي و تجارت ايران را به خود اختصاص داده بود و منبع درآمد بسياري از كشاورزان و تجار بشمار مي‌رفت و از سويي قشر وسيعي از مردم نيز آن را مصرف مي‌كردند. مفاد اين قرارداد مخفي بود، اما پس از چند ماه روزنامه‌ها خبر آن را منتشر كرده، در نتيجه اعتراضات مردمي فراواني را ايجاد نمودند. در نهايت ميرزاي شيرازي، مرجع بزرگ عصر كه در سامرا اقامت داشت فتواي تحريم مصرف توتون و تنباكو را صادر كرد. اين فتوا هيجان عمومي بي‌نظيري عليه حكومت بوجود آورد كه دامنه ان حتي به حرمسرا و دربار شاه نيز كشيده شد و شاه در نهايت به ناچار امتياز آن را لغو كرد و بدين ترتيب براي اولين بار دولت قاجار در مقابل مردم عقب‌نشيني كرد.
پيامدهاي اين قيام عبارتند از: 1 - قدرت مردم در مقابل حاكمان خودكامه را نشان داد.
                                             2 – ظهور سياسي روحانيت به عنوان رهبر جنبش‌هاي اجتماعي

روشنفكران و قيام مشروطيت
جريان روشنفكري در ايران از ابداي قرن نوزده و با آغاز ارتباطات گسترده با غرب شكل گرفت و به خصوص در دوره ناصري گسترش يافت و از زمان مشروطه نيز به طور جدي وارد صحنه سياست ايران شد. مهمترين اقدام روشنفكران گسترش مفاهيم و انديشه‌هاي غربي در جامعه ايران است. با اين همه ضعفها و مشكلاتي نيز به شرح داشتند:
1 – برخورد غيرنقادانه با فرهنگ و تمدن غربي و تقليد از آن.
2 – بي‌اعتنايي به سنتها و روح مذهبي جامعه ايراني است كه يكي از عوامل اصلي بي‌اعتنايي مردم به اين جريان به شمار مي‌آيد.
3 – اعتماد بيش از اندازه به دولتهاي غربي و ناديده گرفتن رويه استعماري تمدن غرب

عوامل شكست و ناكامي مشروطه را نام برده و به اختصار توضيح دهيد؟
الف) عوامل دروني شامل:
ابهام در ايدئولوژي مشروطيت و نبود مباحث نظري كافي در مورد ساخت سياسي مشروطه و مفاهيمي چون آزادي، برابري، تفكيك قوا و قانون از ضعف‌هاي اساسي قيام مشروطه است.
ماهيت كاملاً متفاوت نيروهاي مشروطه‌خواه
نفوذ عناصر مستبد و وابسته و نيز غربزدگي افراطي برخي از روشنفگران
ناكامي در ايجاد يك دولت مركزي كارآمد
ب) عوامل بيروني:
1. اتحاد روس و انگليسي
2. قرارداد 1907 و تقسيم ايران
3. اشغال شمال ايران توسط روسها و انگليسي‌ها در جنوب و دخالتهاي آنها در امور داخلي كشور
4. قحطي، گرسنگي، بيماري و پريشاني مرد.

اقدامات سياسي و فرهنگي دولت رضاشاه را توضيح دهيد؟
1 – استبداد و خشونت، 2 – ستيز با مذهب و نهادهاي مذهبي، 3 – باستانگرايي ناسيوناليستي و سياست يكپارچه‌سازي قومي و فرهنگي
استبداد و خشونت شامل: تقويت بيش از اندازه ارتش، كنترل مجلس و از بين بردن نهادها و شخصيت‌هاي مستقل مي‌شد.
ستيز با مذهب و نهادهاي مذهبي: 1) نابودي تشيع و مراسم مذهبي محرم و عاشورا، 2) نابودي هرگونه نهاد اجتماعي و مجراي همبستگي و ارتباط عمومي مستقل از دولت = قانون منع حجاب و خشونت در اجراي قوانين دولتي از دستاوردهاي اين اقدام بود.
باستانگرايي: رضا شاه قصد داشت ايدئولوژي ناسيوناليسم شاهنشاهي را جايگزين مذهب سنتي ايراني نمايد  مشروعيت رژيم خود را بر آن استوار سازد. اين ايدئولوژي كه در شعار «خدا، شاه، ميهن» نمود مي‌يافت، و ويژگي بارز داشت:
1 – با بزرگ‌نمايي تاريخ ايران باستان و قوم آريايي، تمدن اسلامي و تمام دوران حيات اسلامي ايران ناديده گرفته شود.
2 – بر جنبه‌هايي از فرهنگ باستاني ايران تأكيد مي‌شد كه با نيازهاي سلطنت ظهلوي مناسبت داشت. در اين راستا ركن اصلي فرهنگ ايراني ستايش از سلطنت و شاه‌پرستي بود.

نهضت ملي شدن صنعت نفت:
پس از تقلب در انتخابات مجلس و تحصن عده‌اي از سياستمداران مشهور به رهبري مصدق در كاخ شاه كه مقدمه‌اي بر تشكيل جبهه ملي بود، انتخابات در تهران تجديد شد و در نتيجه دكتر مصدق و چند تن از سران جبهه ملي به مجلس راه يافتند. با توجه به اينكه ملي شدن صنعت نفت از اهداف جبهه ملي بشمار مي‌رفت بنابراين، اين هدف با نخست‌وزيري مصدق قوت بيشتري مي‌گيرد. دولت انگليس كه حاضر نبود از پول بادآورده نفت ايران چشم بپوشد، ايران را تهديد به حمله نظامي مي‌كند ولي با تهديد به صدور فتواي جهاد از طرف آيت الله كاشاني و مخالفت آمريكا اين اقدام صورت نمي‌گيرد.

قيام امام خميني(ره)
دولت علم لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را مطرح كرد. در اين لايحه واژه اسلام از شرايط انتخاب‌شوندگان و انتخاب‌كنندگان حذف شده بود و منتخبان نيز به جاي اينكه مراسم تحليف را با سوگند به قرآن به جاي آورند، از اين پس با سوگند به كتاب آسماني اين كار را انجام مي‌دادند. تصويب اين لايحه درواقع نشان از بي‌اعتنايي كامل به روحانيت بود. پس از طرح لايحه، علماي قم به دعوت امام خميني گرد هم آمدند و مخالفت خود را با آن اعلام داشته، خواستار لغو آن شدند، اما شاه با بي‌اعتنايي، تغيير در لايحه را ناچيز و بي‌اهميت خواند. امام تصويب لايحه مذكور را مخالف شرع مقدس و مباني صريح قانون اساسي دانست و تأكيد كرد كه علما و مؤمنان در امور مخالف شريعت ساكت نخواهند ماند. سرانجام دولت علم ناچار شد لغو لايحه را رسماً اعلام كند. اين اولين رويارويي جدي شاه و علما بود.

قيام 15 خرداد 1342
خرداد سال 42 كه با ايام محرم مصادف شده بود، اوج رويارويي رژيم و روحانيت بود. ساواك به وعاظ اخطار كرده بود كه عليه شاه و اسرائيل حرفي نزنند و به مردم نگويند كه اسلام در خطر است. امام در 13 خرداد كه مصادف با روز عاشورا بود، حمله رژيم به فيضيه را به واقعه كربلا تشبيه كرد و آن را به تحريك اسرائيل دانست و رژيم را نيز دست‌نشانده اسرائيل خواند و به شدت به شاه حمله كرد. دو روز پس از اين سخنراني، در سحرگاه 15 خرداد امام دستگير و به تهران منتقل شد. به دنبال بازداشت امام، رژيم با اعتراضات گسترده در قم، تهران، ورامين، مشهد و شيراز روبه شد كه با شعارهايي بر ضد شاه و حمايت از امام همراه بود. شاه دستور سركوب معترضان را صادر كرد كه در پي آن ارتش به خيابانها ريخت و به روي مردم آتش گشود و پس از چند روز آرامش برقرار شد و بالاخره با اعتراضات گسترده علما، رژيم مجبور به آزادي امام شد.

پيامدهاي قيام 15 خرداد:
1 – تا اين زمان، مخالفان، كمتر عليه شاه و در انتقاد از نظام سلطنتي سخن مي‌گفتند، اما از اين پس اغلب بر تغييراتي بنيادين و لزوم حذف شاه تأكيد داشتند.
2 – مخالفان رژيم را از شيوه‌هاي سنتي مبارزه نوميد كرد و به مبارزه مسلحانه تشويق نمود.
3 – اين قيام پايگاه اجتماعي رژيم را در مقابل روحانيت متزلزل كرد.

تشديد وابستگي و استبداد (كاپيتولاسيون)
در سال 1343 دولت آمريكا ادامه حضور مستشاران فني خود را مشروط به معافيت آنان از محاكمه در دادگاههاي ايران كرد. شاه نيز اين درخواست را پذيرفت و به نخست‌وزير دستور داد تا در اين مورد لايحه‌اي تقديم مجلس كند. لايحه مذكور به رغم مخالفت برخي از نمايندگان با فشار زياد دولت مخفيانه تصويب شد اما سرانجام فاش شد و موجي از مخالفت عمومي را برانگيخت. اين لايحه غرور ملي و احساسات ايرانيان را جريحه‌دار مي‌ساخت. امام خميني در سخنراني تاريخي خود، شاه را مورد حمله قرار داد و دولت و مجلس را فاسد و دست‌نشانده امريكا و اسرائيل و دشمن اسلام و مردم ايران خواند. پس از آن امام دستگير و به تركيه تبعيد شد.

كدام عوامل زمينه‌ساز آغاز سياست فضاي باز در اواخر رژيم پهلوي شد؟
1 – شاه مي‌دانست كه نمي‌تواند سياست سركوب را تا به آخر ادامه دهد.
2 – آماده كردن زمينه براي انتقال آرام قدرت به فرزند.
3 – تبليغات جهاني عليه شاه و اهميت دادن او به موقعيت بين‌المللي و مبرا شدن از اتهامات حقوق بشري

هدف رژيم شاه از انتشار مقاله احمد رشيدي مطلق چه بود و نتيجه آن چه شد؟
تخريف شخصيت امام بود و باعث شد آتش نهفته انقلاب شعله‌ور شود و در واقع طوفان انقلاب با اين مقاله آغاز شد.
در شهرهاي قم و تبريز مردم به خيابانها ريختند اما ارتش براي سركوب مردم وارد عمل شد و شماري از مردم مظلوم را به شهادت رساند.

علل شكست سياست فضاي باز رژيم شاه را بنويسيد؟
1 – عدم تحمل اعتراضات مسالمت‌آميز مردم
2 – بستن مخالفان به گلوله
3 – نظارت‌هاي نظامي و سركوب شديد
4 – عدم قبول انتقاد از طرف شاه
5 – پانزده سال خفقان، فاصله دولت و ملت را آنچنان گسترده كرده بود كه مردم جز به حذف رژيم رضايت نمي‌دادند.

اقدامات دولت شريف امامي در سال 57 را بنويسيد؟
1 – لغو تقويم شاهنشاهي
2 – طرح شعارهاي مذهبي و طرفداري از آزادي
3 – تعطيلي كازينوها و مراكز فساد
4 – آزادي مطبوعات و فعاليت سياسي

اقدامات دولت نظامي ارتشبد ازهاري را بنويسيد؟
دستگيري هويدا نخست‌وزير پيشين، ارتشبد نصيري رئيس ساواك، نيك‌پي شهردار تهران و برخي ديگر از وابستگان رژيم در جهت مبارزه با فساد. البته در اين ميان هيچكدام از نزديكان شاه كه متهمان اصلي فساد بودند، دستگير نشدند.

نتيجه مذاكرات سران كشورهاي غربي در جزيره گوادلوپ را بنويسيد؟
به اين نتيجه رسيدند كه اميدي به بقاي نظام سلطنتي در ايران نيست و خروج شاه مي‌تواند از شدت بحران بكاهد.

بحرانها و آسيبهاي دولت پهلوي را نام برده يك مورد را توضيح دهيد؟
1 – بحران مشروعيت، 2 – بحران مشاركت سياسي، 3 – نبود مطبوعات مستقل، 4 – وابستگي بيش از حد دولت به شخص شاه
مطبوعات آينه تمام نماي جامعه‌اند، مشكلات و مسايل اجتماعي را بيان مي‌كنند و آسيبها و بيماريهاي نظام سياسي را نيز گوشزد مي‌نمايند. در نبود مطبوعات مستقل، دولتمردان از جريانات اجتماعي غافل مي‌مانند و آسيبها و نارسايي‌هاي برنامه‌هاي خود را نمي‌يابند. در واقع رژيم پهلوي با نابودي مطبوعات مستقل، خود را از حضور چشمان تيزبين و نقاد متفكرين و تحليلگران مطبوعاتي محروم كرد زيرا مطبوعات اين دوره همواره به ستايش از شاه و تمجيد از برنامه‌هاي وي مي‌پرداختند و جرأت انتقاد نداشتند.

حزب توده توسط چه كساني پايه‌گذاري شد و در چه قسمتهايي از ايران فعاليت مي‌كرد؟
حزب توده را تعدادي از ياران دكتر تقي اراني و عناصر ملي و ماركسيستهاي جديد و هواران چپ تأسيس كردند. اين حزب با تأكيد بر قانون اساسي و آزادي‌هاي مدني و دفاع از حقوق كارگران و دهقانان، طرفداراني در ميان مردم بدست آورد. در اين زمان اعضاي حزب مي‌كوشيدند تا جنبه‌هاي ماركسيستي و ضدمذهبي عقايد خود را پنهان كنند. اين حزب با حمايت شوروي كه بخش‌هاي شمالي را در اشغال خود داشت تعدادي از كرسي‌هاي مجلس را بدست آورد.

ملي‌گرايان مشروطه‌خواه
در واقع اينها دنباله جريان مشروطه‌خواهي ايراني محسوب مي‌شوند و خواسته‌هاي آنان همان خواسته‌ها و آرمانهاي مشروطه ايراني بود و لذا اصراري بر نابودي اصل سلطنت و حتي سلطنت پهلوي نداشتند و فقط محدود كردن آن به قانون را خواستار بودند.

عوامل ناكامي ملي‌گرايان مشروطه‌خواه در مبارزه با رژيم شاه را نام برده يك مورد را توضيح دهيد؟
1 – اين جريان فاقد ايدئولوژي بود.
2 – فاقد رهبري متحد و انسجام گروهي بود.
3 – فقدان پايگاه اجتماعي گسترده و ناتواني در بسيج توده‌هاي مردمي بود.

فاقد رهبري متحد و انسجام گروهي بود:
دكتر مصدق رهبر نمادين نيروهاي مشروطه‌خواه محسوب مي‌شد. او حتي در دوران نهضت ملي نيز نتوانست انسجام را  در جبهه ملي حفظ كند و آنان را متحد سازد. بعد از كودتاه نيز دكتر مصدق عملاً از فعاليت سياسي كناره گرفت و اختلافات مشروطه‌خواهان بيش از قبل نمودار شد. روشنفكران و ملي‌گرايان هيچگاه نتوانستند جبهه متحد و منسجمي عليه استبداد به‌وجود آورند.

دكتر علي شريعتي:
دكتر شريعتي پرنفوذترين روشنفكري بود كه در سالهاي دهه 40 و اوايل دهه 1350 بازگشت به اسلام را فرياد مي‌كرد. شريعتي اسلام را به عنوان يك ايدئولوژي جامع و كامل در نظر مي‌گرفت كه تعيين‌كننده نظام سياسي و اجتماعي و شيوه زيستن و ارزشها و نوع روابط اجتماعي است. شريعتي تفسيري انقلابي، ظلم‌ستيز، عدالتخواهانه از تشيع ارائه مي‌كرد كه بسياري از جوانان را مجذوب مي‌ساخت. محور گفتمان شريعتي بازگشت به خويشتن يا همان تشيع انقلابي بود.

شهيــد مطهري:
اگر جلال آل احمد غربزدگي را مطرح كرد و شريعتي منادي بازگشت به خويشتن اسلامي بود مطهري مهمترين مفسر و مدافع اسلام ناب محسوب مي‌شود. دغدغه اصلي مطهري دفاع از حقانيت و جامعيت اسلامي و پاسخگويي به شبهات و مسايل عصر جديد بود. كوشش مطهري در نقد ايدئولوژي‌هاي ماركسيستي و ليبراليستي تأثير زيادي در گسترش فرهنگ مذهبي برجاي گذاشت.

جمعيت فدائيان اسلام
بنيانگذار اين جمعيت سيدمجتبي ميرلوحي مشهور به نواب صفوي است. او در دوران تحصيل در نجف اشرف با انديشه‌هاي ضدشيعي احمد كسروي آشنا شد و براي مقابله با او به ايران بازگشت. جمعيت فداييان اسلام را نواب در سال 1324 با هدف مبارزه با بي‌ديني و الحاد تأسيس كرد و ترور كسروي اولين اقدام اين گروه محسوب مي‌شود. و با اين كار در بين نيروهاي مذهبي محبوبيت مي‌يابد و افرادي همچون آيت الله طالقاني از هواداران و نزديكان سرسخت فدائيان اسلام مي‌باشند. قتل هژير وزير دربار كه عامل اصلي تقلب انتخابات و عدم راهيابي نمايندگان واقعي مردم به مجلس تلقي مي‌كردند و رزم‌آرا كه مانع اصلي ملي‌شدن نفت از اقدامات اين گروه بود. پيروزي جبهه ملي اوقات خوشي را براي فدائيان به همراه نداشت. اختلاف بين فداييان و مصدق باعث شد نواب و جمعي از فدائيان روانه زندان شوند و تا اواخر حكومت مصدق در زندان بسر ببرند.

انديشه‌هاي سياسي امام خميني را نام برده يك مورد را توضيح دهيد؟

الف)  نفي سلطنت،
مهمترين دلايل امام در نفي سلطنت عبارتند از:
1 – سلطنت متكي به آراي مردم نيست و مردم هيچ نقشي در تعيين سلطان ندارند.
2 – سلطنت به زور و توارث متكي است كه هر دو خلاف اسلام است.
3 – هيچ نظارتي بر سلطان صورت نمي‌گيرد.
4 – سلطنت با حقوق بشر مخالف است زيرا هر ملتي بايد سرنوشت خود را خود تعيين كند.
5 – سلطنت در ايران همواره ماهيتي ظالمانه داشته است.

ب) نقد مشروطيت،
به نظر امام خميني مشروطيت با رهبري و كوشش علما به پيروزي رسيد ولي بعدها، به دليل اختلافات داخلي، كناره‌گيري روحانيون و دخالت‌هاي خارجي به نتيجه نرسيد و استبداد قدرتمندتر از قبل به ساختار سياسي بازگشت. به نظر امام اگر به قانون اساسي مشروطه عمل مي‌شد و رهبري و نظارت علما تداوم مي‌يافت احتمالاً مشروطيت مي‌توانست مشكلات ساختار سياسي را پايان دهد.

ج) نظريه حكومت اسلامي و ولايت فقيه
امام خميني در مقابل نظام سلطنتي بر حكومتي تأكيد مي‌كرد كه بر احكام اسلام و نظارت علما و رأي مردم بنيانگذارده شده باشد. جمهوري اسلامي اصطلاحي بود كه امام ابتدا در پاريس در توصيف نظام مطلوب خود بكار برد. جمهوريت در اينجا به همان معناي رايج يعني مردمي بودن حكومت است و به پذيرش حق مردم در انتخاب نوع نظام سياسي و حاكمان اشاره داشته و قالب و شكل حكومت مورد نظر امام را تشكيل مي‌دهد. اسلاميت ركن ديگر نظام مورد نظر امام است.

اصول اساسي انديشه امام خميني:
1 – عدم مشروعيت سلطنت به دليل عدم اتكا به رأي مردم و مخالفت با احكام اسلام
2 – عدم امكان اصلاح نظام سلطنتي حتي در شكل مشروطه
3 – پيوند ناگسستني دين و سياست
4 – وجوب تلاش براي ايجاد حكومت اسلامي
5 – حق فقها در اعمال ولايت سياسي در عصر غيبت
6 – حق مردم در تعيين نوع نظام و حاكمان سياسي و نظارت بر مسئولين

سه دوره سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را همراه با رخدادهاي مهم آن را نام ببريد؟
1 – تمايلات گام به گام و ملي‌گرايانه دولت موقت و بني‌صدر از يك سو و گرايش‌هاي انقلابي ديگر شخصيتها از سوي ديگر شكل گرفت.  قطع روابط با اسرائيل و آفريقاي جنوبي، خروج از پيمان سنتو، قطع رابطه با مصر، اشغال سفارت آمريكا از اقدامات اين دوره بود.
2 – پايان جنگ و رياست جمهوري آيت الله هاشمي رفسنجاني: عادي‌سازي روابط با عربستان سعودي و ديگر كشورهاي عربي، همكاري با كشورهاي حوزة آسياي مركزي و قفقاز و گسترش شمار كشورهاي عضو اكو به ده كشور از اقدام مهم اين دوره بود.
3 رياست جمهوري حجت‌الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي: تشكيل اجلاس سران كنفرانس اسلامي در ايران، ادامه سياست تنش‌زدايي در روابط خارجي و معرفي چهره‌اي صلح‌طلبانه از اسلام و ايران، طرح نظريه گفتگوي تمدنها از اقدامات مهم اين دوره بود.

سه مورد از تأثيرات و بازتاب انقلاب اسلامي در خارج از مرزها را نامبرده و به اختصار توضيح دهيد؟
1 – انقلابي در ايران شكل گرفت كه خود در واكنش به سكولاريزه‌شدن جامعه به وقوع پيوسته و خواهان برپايي دولتي بر مباني ديني بود.
2 – انقلاب اسلامي ثابت كرد كه اين ايده كه همه جوامع به سوي ليبراليسم و دمكراسي غربي در حركت‌اند، درست نيست.
3 – به عواملي مانند رهبري، ايدئولوژي و هويت در شكل‌گيري يك انقلاب تأكيد كرد.

بازتاب انقلاب اسلامي بر مسائل رهبردي قدرت‌هاي بزرگ
وقوع انقلاب ايران راهبردهاي منطقه‌اي دو ابر قدرت را دستخوش تغيير كرد و سپس باعث تغييراتي در راهبردهاي جهاني آنها شد. در رابطه با بلوك غرب، انقلاب اسلامي در كشوري كه ژاندارم آمريكا در منطقه بود – يعني كشوري كه بايد در مقابل حركتهاي ضد غربي بايستد – اتفاق افتاده بود و اين امر از اين رو بلافاصله يك خلاء آشكار قدرت در منطقه پديد آورد. در ضمن، ايران پس از پيروزي انقلاب از پيمان سنتو خارج شد و باعث فروپاشي آن گرديد به‌گونه‌اي كه بين پيمانهاي ناتو و سيتو فاصله افتاد.

انقلاب اسلامي و حركتهاي انقلابي در جهان اسلام
به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي ايران فضايي از اصول‌گرايي اسلامي سراسر جهان اسلام را فرا گرفت كه در نتيجه آن حركتهاي اسلامي متعددي پديد آمد. در اين دوره برخي كرتهاي اسلامي كه پيشتر خاموش بودند مجدداً فعال شدند و برخي ديگر مانند جنبش‌هاي شيعي «امل»، «امل اسلامي» و «حزب الله» و گروه سني «جنبش توحيد اسلامي» با الهام از انقلاب اسلامي ظهور كردند.

آثار و ويژگي‌هاي جهاني‌شدن را نام ببريد؟
1 – گسترش فقر جهاني، 2 – تحميل دموكراسي غربي، 3 – بحران محيط زيست، 4 – افزايش بهره‌وري، 5 – فرهنگ مصرف و رفاه مادي، 6 – نسبي شدن مفهوم شهروندي و هويتهاي خاص و سنتي.

نظريه پايان تاريخ:
به نظر فوكوياما نظريه‌پرداز ژاپني‌الاصل امريكايي و مشاور وزارت خارجي آمريكا با شكست كمونيسم و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، سلطه امريكا بر جهان بلامنازع خواهد بود و انديشه ليبراليسم بر ديگر ايدئولوژيها پيروز خواهد شد. وي همانند هگل و ماركس معتقد است تحول جوامع انساني پايان‌پذير است، اما به رغم فلسفه تاريخِ آن دو، او دموكراسي ليبرال را پايان تاريخ معرفي مي‌كند. ما در آينده به انسانهايي تبديل خواهيم شد كه تنها به آسايش خود مي‌انديشند و از هرگونه گرايش به سوي هدفهاي متعالي محروم‌اند.